یه جمعه ی عالییییییییییییی
سلااااااااااااام به همه ی عزیزای دلم![]()
روز جمعه با یه پیاده روی خانوادگی
که از طرف اداره ی بابا بود و همه ی همکارای بابا هم بودن شروع شد.
صبح ساعت 8 پیاده روی شروع میشد .بعدشم همگی باهم رفتیم زیارت 5 شهید گمنام.
بعدشم که قرعه کشی بود که ما هم برنده شدیم .
بعدشم صبحونه خوردیم و ساعت 11 بود که اومدیم خونه. چون دیشب راحت نخوابیده بودیم واسه همین هممون رفتیم رو تخت و دوباره خوابیدیم.![]()
ساعت 2 بیدار شدیم. وای که چقدر چسبید![]()
بعدشم بابا رفت برامون ساندویچ گرفت برای ناهار .وای که چقدر هوس دونر کبابی کردم
بعد از ناهار شروع کردیم مرتب کردن خونه و بعدشم هم رفتیم پارک.![]()
عسل جونم اولش یکم اسکیت بازی کرد و بعدش هم که رفت سراغ تاب و سرسره.
خلاصه روز خیلی خوبی بود همش خوش بودیم باهم. خدارو شکر
فعلا باااااای
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه جمعه ی عالییییییییییییی
